خرید بک لینک

من عاشق ماندم

هنوز به شمعدانی هایم آب میدهم

با آنها حرف میزنم

دوستشان دارم

من عاشق ماندم

با آنکه قلبم شرحه شرحه شد

ولی من هنوز عاشقم

و عاشق ماندم.....

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

عکسها, با تو حرف میزنند

از فصلها، از سالها، از ماهها و روزها

عکسها, با تو حرف میزنند

از خاطرات از رویاها و آرروها

عکسها, با تو حرف میزنند

از آنچه که بر تو و عمرت گذشت

عکسها, درون خود دنیابی را جا گذاشته اند

درون عکسها, نمیدانم چه چیزی را از خود گم کرده ام

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

و شب

این اعجاز خداوند

بار دیگر

همه جا را زیر سایه خود گرفته

و من باز

از آرامش شب

به خیال رفته ام

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

دیشب خواب دیدم

خواب دیدم رفته ام

کجا ؟

نمیدانم، فقط رفته ام

سبکبال و رها

کاش خواب نبود

کاش رفته باشم

کاش......

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

باران بر سر همه شهر بارید

شهر زیر آب رفت

چیزی از انسان باقی نماند,

فقط یادی بود

که آنجا زمانی شهری بود

پر از خاطرات فراموش شده

کاش باران به اندازه میبارید

کاش.......

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

میان زمین و آسمان

گیر کرده ام

نه پای ماندن دارم

نه پر پرواز

پاییز آمده است

اما بدون تو

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

چند ساعتی مانده به پاییز

عطرش را پیچانده میان کوچه ها

آدمیزاد است دیگر

هنوز عاشقی, میکند

عاشق بمانید

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

نشسته ام

روزها را میشمارم

امروز بیست وشش مهر

تا فلان روز ، تا انجام فلان کار

اینقدر, مانده

ولی اصلا یادم نمیماند

که این شمارش روزها

مرا به آخرین ایستگاه زندگی نزدیک میکند

و من ، و همه همچنان بی محابا در حال دویدن به آن نقطه آخریم

بدون لذت بردن از آنچه که برایمان باقی مانده

فقط در حال دویدن و رسیدن هستیم

بدون اینکه فکر کنیم آخرین روز ، آخرین نفس کشیدنمان خواهد بود

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

این روزها

با تنهایی هایمان

تنها مانده ابم

خانه ها که کوچکتر شده اند

هیچ

چقدر دلهاو حوصله ها هم کم شده اند

خودمانیم و دیوارهای خانه

که چسبیده اند بهمان و حسابی بغلمان کرده اند

حتی دیگر نمیتوان گفت که با همیم ولی تنها

باید گفت حسابی تنهای تنها مانده ایم

تنهای تنها

دلم روزهای تازه میخواهد

پر از شور ، پر از اشتیاق برای زندگی

چقدر دلم منتظر روزهای تازه است

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

کاش بقول سهراب

دانه دل مردم پیدا بود

حیرانم از این انسان

نمیدانم که خداوند

براستی چه میخواست از آفرینش, انسان

این همه فلسفه بافیها هیچکدام

راز آفرینش, را پیدا نکردند

براستی چه میخواست خداوند از آفرینش, من ، تو و همه؟!!!

برچسب: نویسنده: نگین جعفری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

صفحه بندی